مرا در خواب دیدی...
من تمامی مُردگان بودم:
مُردهی پرندگانی که میخوانند
و خاموشاند،
مُردهی زیباترین ِ جانوران
بر خاک و در آب،
مُردهی آدمیان
از بد و خوب.
مُردهی پرندگانی که میخوانند
و خاموشاند،
مُردهی زیباترین ِ جانوران
بر خاک و در آب،
مُردهی آدمیان
از بد و خوب.
من آنجا بودم
در گذشته
بیسرود...
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی
نه تبسمی
نه حسرتی
بهمهر
مرا
بیگاه
در خواب دیدی
مرا
بیگاه
در خواب دیدی
و با تو
بیدار شدم...
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ساعت 19:26 توسط بهشید و رضا
|