طنین زندگی...
آوای مهر،
طنین زندگی،
سرود شادی،
پیام عطوفت،
و صدای پای لحظه های زندگی ام را آن گاه شنیدم که تو، ناقوس عشق اش را به صدا درآوردی.
جای جای دلم، گوشه ی میخانه ی توست و گوشه ی گوشه ی ذهنم، پ از تصویر میگساری های من و تو.
بی سبب نیست که سرودند:
"به هوش بودم از اوّل که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه، هوشم"
بگذار تا بیشتر بمانم با تو،
نه! بیشتر نه، بلکه تا ابد.
می دانم که می خواهی و می گذاری،
آن گونه که حضرت عشق آفرین مان خواست و می خواهد.
بگذار تا مقابل روی تو بگذرم، دزدیده در شمایل خوب تو بنگرم...
می گذاری!
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 22:55 توسط بهشید و رضا
|